Canción de los horneros, Alfredo Zitarrosa

اجرای خوبی از آواز قناریها (Canción de los horneros) توسط آلفردو زیتاروسا (Alfredo Zitarrosa) خوانندهی اروگوئهای.
اجرا
دانلود
Download 4.1Mbdirect link

اجرای خوبی از آواز قناریها (Canción de los horneros) توسط آلفردو زیتاروسا (Alfredo Zitarrosa) خوانندهی اروگوئهای.
اجرا
دانلود
Download 4.1Mbdirect link

| خیش دستهایم را محکم روی خیش فشار میدهم و آن را در زمین فرو میبرم. سالهاست همین کار را میکنم چطور خسته نباشم؟ (۲) پروانهها پرواز می کنند، جیرجیرکها آواز میخوانند پوستم سیاه میشود و خورشید میدرخشد، میدرخشد، میدرخشد. عرق تن مرا شیار میدهد من زمین را شیار میدهم بیوقفه. (۲) امید را بی چون و چرا تأیید میکنم وقتی که به ستارهای دیگر فکر میکنم. به من میگوید هرگز دیر نخواهد بود کبوتر پرواز خواهد کرد. (۲) پروانهها پرواز می کنند، جیرجیرکها آواز میخوانند پوستم سیاه میشود و خورشید میدرخشد، میدرخشد، میدرخشد. و عصر که از مزرعه برمیگردم در آسمان ستارهای ظاهر میشود که به من میگوید هرگز دیر نخواهد شد کبوتر پرواز خواهد کرد، پرواز خواهد کرد، پرواز خواهد کرد. همچون یوغ محکم مشتهایی امیدوار دارم چرا که همه چیز تغییر خواهد کرد. | El Arado Aprieto firme mi mano, y hundo el arado en la tierra. Hace años que llevo en ella, cómo no estar agotado. (2) Vuelan mariposas, cantan grillos la piel se me pone negra, y el sol brilla, brilla, brilla. El sudor me hace surcos, yo hago surcos a la tierra, sin parar. (2) Afirmo bien la esperanza, cuando pienso en la otra estrella. Nunca es tarde me dice ella, la paloma volará. (2) Vuelan mariposas, cantan grillos la piel se me pone negra, y el sol brilla, brilla, brilla. Y en la tarde cuando vuelvo, en el cielo apareciendo una estrella. Nunca es tarde me dice ella, la paloma volará, volará, volará. Como yugo apretado, tengo el puño esperanzado, porque todo cambiará. |
بسیار سپاسگزارم از فابیانا کیروز از شیلی بخاطر کمکهایش در ترجمهی این ترانه.
آواز خیش (El Arado) اثریست از ویکتور خارا (Victor Jara) خواننده و شاعر انقلابی شیلی. او در ابتدای یکی از اجراهای این ترانه (اجرای سال ۱۹۷۲) به اصلاحات ارضی در شیلی و مرگ نظام زمینداری اشاره میکند. کاری که به دست سالوادور آلنده (Salvador Allende) آغاز شده بود و نمونهای از امیدی که در دل مردم این کشور برانگیخته بود را میتوان در این آهنگ احساس کرد. امیدی که امروز ما میدانیم دیری نپایید و با کودتای نظامی ۱۹۷۳ ژنرال پینوشه (Augusto Pinochet) رنگ خون به خود گرفت.
در ابتدای انقلاب ۵۷ ایران نوار کاستی از ترانههای ویکتور خارا در ایران منتشر شد که ترجمهی دکلمهگون تعدادی از ترانهها را نیز بر خود داشت. تعدد نوارهای دکلمهی شاملو و نیز البته شباهت نسبی صدای دکلمهگر با صدای او باعث شده عدهای این نوار را کار شاملو تصور کنند. در صورتی که چنین نیست و این دکلمه توسط مظفر مقدم انجام شده است.
غالب ترجمههای این نوار کاست علیرغم زیبا بودن دقیق نیستند. ترجمهی ترانهی خیش نیز تفاوتهایی با متن اصلی دارد. در ترجمهی فوق حداکثر وفاداری به متن اصلی مدنظر بوده است.
گفتاری از بخش فارسی صدای فرانسه دربارهی ویکتورخارا را میتوانید اینجا بخوانید و بشنوید. اگر قابل دسترس نبود، اینجا یا اینجا گوشش کنید.



| Los Hermanos Yo tengo tantos hermanos, que no los puedo contar, en el valle, la montaña, en la pampa y en el mar. Cada cual con sus trabajos, con sus sueños cada cual, con la esperanza delante, con los recuerdos, detrás. Yo tengo tantos hermanos, que no los puedo contar. Gente de mano caliente por eso de la amistad, con un lloro pa’ llorarlo, con un rezo pa’ rezar Con un horizonte abierto, que siempre está más allá, y esa fuerza pa’ buscarlo con tesón y voluntad. Cuando parece más cerca es cuando se aleja más. Yo tengo tantos hermanos, que no los puedo contar. Y así seguimos andando curtidos de soledad, nos perdemos por el mundo, nos volvemos a encontrar. Y así nos reconocemos por el lejano mirar, por las coplas que mordemos, semillas de inmensidad. Y así seguimos andando curtidos de soledad, y en nosotros nuestros muertos pa’ que naide quede atrás. Yo tengo tantos hermanos, que no los puedo contar, y una novia muy hermosa que se llama libertad. | برادران برادران بسیاری دارم که نمیتوانم بشمارمشان در درهها، بر کوهها در علفزار و بر دریا هر یک با کارهایش با رؤیایش هر یک با امیدی در پیش رو با خاطرههایی در پشت سر برادران بسیاری دارم که نمیتوانم بشمارمشان مردمی با دستهایی گرم از دوستی با اشکی برای گریستن با حاجتی برای دعا کردن با افقی باز که هر روز فراتر میرود و توان جستجوی آن با سرسختی و اراده وقتی نزدیکتر به نظر میرسد زمانیست که دورتر شده است برادران بسیاری دارم که نمیتوانم بشمارمشان و چنین پیش میرویم خو کرده به تنهایی یکدیگر را در دنیا گم میکنیم و دوباره هم را پیدا میکنیم و چنین یکدیگر را بازمیشناسیم حتی با نگاهی از دور با ترانههایی که میسراییم همچون بذرهای بیکرانگی و چنین پیش میرویم خو کرده به تنهایی و در ما مردههایمان تا هیچکس جا نماند برادران بسیاری دارم که نمیتوانم بشمارمشان و معشوقهای بس زیبا که نامش «آزادی»ست |
با سپاس بسیار از سرجیو آلبرتو گارای از آرژانتین که در ترجمهی این ترانه کمکم کرد
اجرای ترانهی برادران (Los Hermanos) توسط سراینده، سازنده، نوازنده و خوانندهی آرژانتینی آن آتاهوآلپا یوپانکی (Atahualpa Yupanqui).
آتاهوآلپا یوپانکی، از بزرگترین و تأثیرگذارترین موسیقیدانان فولکلور آرژانتین و امریکای جنوبی، متأسفانه، در ایران کمتر شناخته شده است. بسیاری از افراد آشنا با موسیقی نیز گاه حتی نام او را نشنیدهاند. با وجود این بسیاری از ما بیاینکه بدانیم موسیقی او را شنیدهایم. نوار کاست شعرهای فدریکو گارسیا لورکا (Federico García Lorca) با ترجمه و صدای شاملو، از نوای گیتار یوپانکی به عنوان موسیقی زمینه بهره برده است. مشخص نیست چرا در انتشار این نوار از سازنده و نوازندهی موسیقی آن که سهم بزرگی در دلنشینی اثر دارد نامی برده نشده است.
این نوار را میتوانید با کیفیت و حجم پایین در اینجا و با کیفیت و حجم بالا در اینجا پیدا کنید.
گفتاری دوقسمتی از بخش فارسی صدای فرانسه دربارهی آتاهوآلپا یوپانکی را میتوانید اینجا بخوانید و بشنوید. اگر قابل دسترس نبود، اینجا ۱ و اینجا ۲ یا اینجا ۱ و اینجا ۲ گوشش کنید.
اجرا


اجرا

اجرا

| همين و بس اگر کلبهاي و اسبي داشتم اندوهم سبکتر ميبود از همهي آنچه داشتهام فقط خاطرهها برايم ماندهاند. همين و بس، همين و بس. از خدا چيزي نميخواهم چشم اميدم به مردهاست در زميني با آسمان باز دعا ميخوانم و بدل به شيري در کوه ميشوم. همين و بس، همين و بس. دوست دارم تماشا کردن مردي را که استوار بر زمين ايستاده است همچون صخرهاي بر قله همچون فانوسي در ساحل. همين و بس، همين و بس. بعضيها ميميرند تا دوباره به دنيا بيايند هر کسي شک دارد برود و از "چه" بپرسد. همين و بس، همين و بس. | Nada mas Teniendo rancho y caballo es más liviana la pena de todo aquello que tuve sólo el recuerdo me queda. Nada más, nada más. No tengo cuentas con Dios, mis cuentas son con los hombres yo rezo en el llano abierto y me hago león en el monte. Nada más, nada más. Me gusta mirarlo al hombre plantado sobre la tierra como una piedra en la cumbre como un faro en la ribera. Nada más, nada más. Alguna gente se muere para volver a nacer el que tenga alguna duda que se lo pregunte al Che. Nada más, nada más. |
با تشکر فراوان از پائولا باباسوری از آرژانتین بخاطر کمکهایش در ترجمهی این ترانه.
آهنگ همین و بس (Nada mas) اثریست درخشان -چه از نظر موسیقی، چه از نظر شعر-، اما کمتر شناخته شده و کمتر شنیده شده از آتاهوآلپا یوپانکی (Atahualpa Yupanqui) ترانهنویس، نوازنده و آوازخوان آرژانتینی.
گفتاری دوقسمتی از بخش فارسی صدای فرانسه دربارهی آتاهوآلپا یوپانکی را میتوانید اینجا بخوانید و بشنوید. اگر قابل دسترس نبود، اینجا ۱ و اینجا ۲ یا اینجا ۱ و اینجا ۲ گوشش کنید.


ترانهی برادران (Los Hermanos) اثریست از آهنگساز، خواننده، ترانهنویس و گیتاریست بلندآوازهی آرژانتینی آتاهوآلپا یوپانکی (Atahualpa Yupanqui). اینک اجرای آن توسط الیس رجینا خوانندهی برزیلی.

| Hasta Siempre Comandante Aprendimos a quererte desde la histórica altura donde el sol de tu bravura le puso cerco a la muerte. Estribillo: Aquí se queda la clara, la entrañable transparencia de tu querida presencia Comandante Che Guevara. Tu mano gloriosa y fuerte sobre la historia dispara cuando todo Santa Clara se despierta para verte. [Estribillo] Vienes quemando la brisa con soles de primavera para plantar la bandera con la luz de tu sonrisa [Estribillo] Tu amor revolucionario te conduce a nueva empresa donde esperan la firmeza de tu brazo libertario. [Estribillo] Seguiremos adelante como junto a ti seguimos, y con Fidel te decimos: "Hasta siempre, Comandante!" [Estribillo] | بدرود فرمانده به دوست داشتنت خو گرفتهایم بعد از آن فراز تاریخی آنجا که خورشید شهامتت مرگ را به زانو درآورد. ترجیعبند: اینجا از وجود عزیز تو روشنایی و عطوفتی زلال بجای مانده است فرمانده چهگوارا. دستهای قوی و پرافتخارت به تاریخ شلیک میکند آنگاه که تمامی سانتاکلارا برای دیدنت از خواب برخاسته است. [ترجیعبند] میآیی و با خورشیدهای بهاری نسیم را به آتش میکشی تا با شعلهی لبخندت پرچمی برافرازی [ترجیعبند] عشق انقلابیات تو را به نبردی تازه رهنمون میشود آنجا که استواری بازوان آزادگرت را انتظار میکشند. [ترجیعبند] از پی تو میآییم چنانکه دوشادوش تو میآمدیم و همراه با "فیدل" تو را میگوییم: "بدرود، فرمانده!" [ترجیعبند] |
با تشکر بسیار از پائولا باباسوری از آرژانتین که در ترجمهی این ترانه کمکم کرد.
اجرا

اجرای خوب دیگری از بدرود فرمانده (Hasta siempre comandante) توسط لس ماچوکامبوس (Los Machucambos).

ترانهی بدرود فرمانده (Hasta siempre comandante) در سال 1965 توسط کارلوس پوئبلا (Carlos Puebla) آهنگساز کوبایی سروده و نواخته شد. با کشته شدن چهگوارا (Che Guevara) در 1967 و تبدیل شدن او به نماد جهانی انقلابیگری و مبارزه با امپریالیزم، این ترانه وجهای فراملّی پیدا کرد و گرچه در ابتدا مدیحهای حماسی برای چهگوارا بود، تبدیل به مرثیهای برای او شد. بسیاری از خوانندگان متأخر با ایجاد تغییراتی جزئی در متن این ترانه، بعد مرثیهگونه آن را تشدید کردهاند. این آهنگ به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه و اجرا شده است.
اجرا